خانه  ::  درباره ما  ::  اخبار  ::  ارتباط با ما  ::   نقشه سایت
ENGLISH    

صفحه اصلي
  آشنایی
·  درباره ما
·  مديريت
·  مرکز آموزش عالی علمی - کاربردی
·  موسسه آموزش عالی
·  مرکز آموزش عالی آزاد
·  شرکت زمین نگار صفه
·  کتابخانه
· دفتر نجف آباد
 معاونت پژوهشی
·  گروه پژوهشی برق - کنترل
·  گروه پژوهشی ژئو شیمی
·

 مرکز خدمات تخصصی شیمی و مهندسی شیمی

·

 مرکز خدمات  تخصصی آب، خاک و معدن

·

 مرکز خدمات تخصصی کشاورزی

·

 مرکز خدمات تخصصی کارگاه ساخت و تولید قطعات فلزی

·

 سازمان همیاری اشتغال فارغ التحصیلان

  معاونت آموزشی

·

 مرکز آموزش شماره 1

·

 مرکز آموزش شماره 2

·

 مرکز آموزش شماره 3

  معاونت فرهنگی
·  مرکز افکار سنجی (Ispa)
·  خبرگزاری دانشجویان (Isna)
·  سازمان انتشارات (Isba)
·

 کانون مشاوره دانشجویی مصاحب (غیر حضوری)

·  کانون فعالیتهای قرآنی (Isqa)

  معاونت پشتیبانی
·  اداره امور اداری و عمومی
·  اداره امور مالی

  لینک های مفید
·  مراکز جهاد دانشگاهی
·  دانشگاههای داخلی
Search

   

 زندگي‌نامه شهيد محمد حسن زریبافت

 

       «محمدحسن» در سي‌ام آبان ماه سال 1337 در تهران به دنيا آمد. او را به نام پدربزرگش محمدحسن نام نهادند ولي به علت عشق و علاقه خانواده‌اش به مولا، آقا اميرالمؤمنين(ع)، او را امير صدا مي‌زدند. امير 4 ساله بود كه به علت شرايط شغلي پدر، خانواده‌اش به خاش (يكي از شهرستانهاي استان سيستان و بلوچستان» عزيمت كردند و او دوران ابتدايي را در همان‌جا گذراند. دوران متوسطه را با انتقال پدرش به شهركرد در اين شهر گذراند و در سال 1356 موفق به اخذ ديپلم در رشته رياضي ـ فيزيك گرديد و در همان سال نيز در رشته مهندسي مواد دانشگاه صنعتي اصفهان پذيرفته شد. او در دوران حضورش در دانشگاه در شكل‌گيري تعاوني دانشجويي نقش بسزايي داشت و هم‌چنين با جهاددانشگاهي نيز همكاري نزديكي داشت. با شروع انقلاب، امير با جديت در اعتصابها و راهپيمايي‌ها شركت فعال داشت و اين امر سبب محروميت او از يك ترم درسي گرديد. در يكي از زد و خوردها به شدت مجروح گرديد و چند روزي بستري بود. بعد از پيروزي انقلاب و شروع انقلاب فرهنگي و تعطيلي دانشگاهها، امير براي خدمت بيشتر به انقلاب با جهاد سازندگي همكاري كرد و به خواسته خود كه هدفش خدمت به مستضعفين بود شهرستان خاش را انتخاب و مدت 11 ماه در بدترين شرايط خدمت كرد. با باز شدن دانشگاهها شروع به ادامه تحصيل كرد و در همين حين پس از شروع جنگ تحميلي براي مدتي به جبهه خرمشهر رفت و فعاليت كرد و با پايان تحصيلات دانشگاهي بعد از گذراندن دوره تعليماتي و اخذ درجه ستوان دومي به سرپل ذهاب اعزام و بعد از حدود 30 يا 40 روز به درجه رفيع شهادت نائل گشت. در تاريخ 2/9/65 پيكر مطهرش در شهركرد به خاك سپرده شد و عجيب اينكه در روز خاكسپاري او نيز مانند روز تولدش برف مي‌باريد.

 

محمد حسن به قلم يكي از همرزمان

 برادر گرامي و شهيدمان، امير، در مدت كوتاهي كه همسنگر و مهمان ما سربازان سنگرنشين بود، آنقدر اخلاق شايسته و متيني داشت كه به راستي هر غريبه‌اي را شيفته خود مي‌ساخت. شهيد عزيز روحي والا و سرشار از معرفت الهي داشت و هميشه پس از فراغت از كار به مطالعه و يا عبادت مي‌پرداخت. او فردي عاقل و بصير به امور ديني بود. امير به عنوان مسئول امور وظيفة گردان در ستاد انجام وظيفه مي‌نمود. حدود ساعت 5 بعدازظهر در حالي كه مشغول نوشتن نامه‌هاي اداري بود، هواپيماهاي متجاوز دشمن به ناگاه در آسمان منطقه ظاهر شدند و سه راكت به محوطه يگان پرتاب كردند؛ يكي از آنها به كنار سنگر و محل كار امير اصابت كرد و باعث فرو ريختن سقف سنگر و فرو ريختن تيرآهن‌ها گرديد و سبب شد كه سرباز رشيدي تقديم مملكت اسلاميمان گردد.

 

 

 
  آرشیو اخبار
 
.Copyright © 2006,  Acecr Iut Branch. All right reserved
Powered by : Elaheh Nabati Pour
Best Resolution : 800*600